
خاطراتی از شهید نعمت الله عزیزی
تیر ۲۵, ۱۴۰۵
خاطراتی از شهید حبیب علیپور
تیر ۲۵, ۱۴۰۵
خاطراتی از شهید نعمت الله عزیزی
تیر ۲۵, ۱۴۰۵
خاطراتی از شهید حبیب علیپور
تیر ۲۵, ۱۴۰۵پدر شهید می گوید: ایشان در کارهای خود بسیار محتاط بوده و دقت می کردند. او از اسلحه می ترسید. یادم می آید شبی در منزل اسلحه داشتیم و وی درون ایوان خوابید. از او پرسیدم چرا اینجا خوابیدید گفت داخل اتاق اسلحه است و به این دلیل بیرون آمدم.


برادر شهید- داریوش- می گوید: ایشان همیشه در مسجد بودند و در محافل و مجالس دینی و مذهبی اهل بیت شرکت می کردند. عشق و علاقه خاصی نسبت به نمازهای جمعه و جماعات داشت حتی زمانی که محصل بود از طریق مدرسه به نماز جمعه می رفت. تمام وظایف خود را در حد فهم و درک خود انجام می داد. به واجبات و مستحبات بسیار علاقه نشان می داد و از محرمات و مکروهات دوری می کرد. اخلاقش با والدین و اهالی محل بسیار خوب و محترمانه بود. ایشان روحیه ای شاد و دوست داشتنی داشتند. با همسایگان و اقوام نیز بسیار با متانت و آرامش برخورد می کرد. در هنگام بیکاری و فراغت به کارهای مزرعه و کارهای برقی می پرداخت. عشق و علاقه خاصی نسبت به جبهه و جنگ با دشمن داشت.




