
شهید حبیب علیپور
تیر ۳۰, ۱۴۰۵
شهید مسعود آقاجانی
مرداد ۲, ۱۴۰۵
شهید حبیب علیپور
تیر ۳۰, ۱۴۰۵
شهید مسعود آقاجانی
مرداد ۲, ۱۴۰۵زندگی نامه دانش آموز شهید رمضانعلی یوسفی
رمضانعلی یوسفی فرزند حسینعلی و خدیجه متولد ۱۳۴۹ روستای رودبست
دانش آموز دوره راهنمایی است. نوجوان است ، ولی به دلیل تفکر و اندیشه به اندازه یک دلیر مرد کامل میباشد. برای رفتن به جبهه روزشماری میکرد. محدودیت سن و رضایت خانواده یکی از موانع رفتن به جبهه او بود. برای اعزام در بسیج سپاه ثبت نام کرد.
صبح روز اعزام دفتر و کتاب مدرسه اش را گرفته و به بهانه مدرسه رفتن از خانواده خدا حافظی میکند. به جای مدرسه به بسیج برای اعزام به جبهه میرود و درچالوس پادگان آموزشی برادرش او را ملاقات میکند و خبر او را به پدر و مادر میدهد.
این رزمنده اسلام به همراه رزمندگان دیگر به گردان امام محمدباقر (ع) لشکر ۲۵ کربلا در هفت تپه اعزام شدند.
گردان مذکور درمنطقه عملیاتی جزیره مجنون جنوبی خط مقدم مستقر میشود. در این عملیات دستور عقب نشینی صادر میشود و شهید رمضانعلی یوسفی بر اثر تیر و ترکش دشمن مجروح و به شهادت میرسد. بدن مطهرش به عنوان مفقودالاثر بعداز ۸ سال با شناسایی پلاک وتکه ای استخوان به آغوش مادر بازمی گردد.
.

دانش آموز شهید دفاع مقدس
از کودکی همراهمان به مسجد می آمد. در انجام اعمال عبادی دقت می کرد. در نماز جماعت شرکت داشت محب اهل بیت بود و خدمتگزار ایشان در مراسم های دینی و آیینی.
قسمتی از وصیت نامه شهید رمضانعلی یوسفی
حسین جان بارها زیارت عاشورای تو را خواندم و دائما می گفتم ای کاش من با شما در صحرای کربلا بودم و از دین خدا و از تو ای وارث آدم (ع) و ای ثمره امیرالمومنین امام بر حق٬ حمایت می کردم و در راه دفاع از آرمانهای مقدست می جنگیدم و جانم را خالصانه در راه تو فدا کرده و خون ناقابلم را به پای درخت حیات بخش اسلام نثار می نمودم

اطلاعات پرونده شهید رمضانعلی یوسفی
وصیت نامه شهید رمضانعلی یوسفی
1- آخر این جان چه فایده دارد؟ مگر این که در راه خدا باشد و در رکاب همرزمان اسلام و یاران فداکار و متعهد و با ایمان از دست بدهم. البته بدانید مرگ هرگز نابودی نیست کسانی که از مرگ می ترسند و از رفتن به جبهه پرهیز می کنند در واقع مرگ را نابودی و فنا می دانند هر چند به ظاهر مسلمان باشند.
2- ای برادر مسلمان! اگر می خواهید به قرآن عمل نمایید، اگر مقام و منزلت جاودانی طلب می کنید، بیایید از قرآن درس جهاد در راه خدا بیاموزید، بیایید از بزرگ آموزگار کلاس شهادت، ابا عبدا... الحسین (ع) درس ظلم ستیزی و مبارزه با کفر و ستم بیاموزید، به جبهه بیایید و امداد خدایی را ببینید تا هم از جهاد اکبر و هم از جهاد اصغر و امتحان الهی سربلند بیرون آیید و در دنیا و آخرت، اجری پایان ناپذیر نصیب شما گردد.
3- مادر عزیزم و ای برادرانم! شما نیز ناراحتی نکنید بلکه صبوری پیشه نمایید، مخصوصاً تو مادر مهربانم.
4- شما این دوستان گرامی ام! شما باید سلاحی که از دست من افتاده بردارید و در راه اسلام تبلیغ و جهاد کنید.
5- به جوانان گروه مقاومت توصیه می کنم که همواره مکتبی رفتار کنید و همه چیز را برای مکتب بخواهید و هر چه بیشتر به مسجد و دعای کمیل و مخصوصاً جببه اهمیت بدهید.
6- ای مادر عزیزم! برادر کوچکم کاظم را از طرف من ببوس و درس جهاد و آزادمردی را از کوچکی در گوشش بخوان و سعی کن که او در آینده آزاد مرد بار آید.
7- شما خانواده ی گرامی، پدر عزیز! هرگز از شهاد من نگران و ناراحت نباش، زیر که مرا از دست نداده ای بلکه مرا بدست آوردی، چون من شهید در راه حق گشته ام و انشاا... تو نیز در صف صابران در راه خدا باشی.












