خاطراتی از شهید یدالله صفری

نظرعلی صفری
خاطراتی از شهید نظرعلی صفری
تیر ۲۵, ۱۴۰۵
محمود قربانی
خاطراتی از شهید محمود قربانی
تیر ۲۵, ۱۴۰۵
نظرعلی صفری
خاطراتی از شهید نظرعلی صفری
تیر ۲۵, ۱۴۰۵
محمود قربانی
خاطراتی از شهید محمود قربانی
تیر ۲۵, ۱۴۰۵

«سكينه» از برادرش می‌گوید: «هيچ­گاه در مراسم تشييع يا يادبود شهيدي، لباس سياه نمي‌پوشيد؛ بلكه پيراهن سفيد به تن مي­كرد. حتّي در زمان شهادت برادرمان «نظرعلي» هم، همين كار را كرد. به ديگران نيز توصيه مي­كرد كه مبادا گريه كنيد! یدالله، شهادت را بزرگي روح مي­دانست، نه نشانه عزا. هميشه از شهيد، به عنوان يك فرد زنده ياد مي­كرد و براي­شان احترام قائل بود.»

«شعبان علي­پور» از نحوه شهادت هم‌رزمش، این‌گونه روایت می‌کند: «برگه مرخصي را در شلمچه گرفت و به پادگان شهيد بهشتي اهواز آمد. آن­جا باخبر شد كه فاو در خطر سقوط است. بعد برگه مرخصي­اش را پاره كرد و به اتفاق هم‌رزمان خود، راهي منطقه عملياتي شد. اما بعد از دفاع جانانه، مورد اصابت تركش قرار گرفت و پس از انتقال به بيمارستان، به شهادت رسيد.»