یدالله صفری
شهید یدالله صفری
تیر ۱۵, ۱۴۰۵
رحمان صفری
وصیت نامه شهید رحمان صفری
تیر ۲۴, ۱۴۰۵
یدالله صفری
شهید یدالله صفری
تیر ۱۵, ۱۴۰۵
رحمان صفری
وصیت نامه شهید رحمان صفری
تیر ۲۴, ۱۴۰۵

وصیت نامه شهید نظرعلی صفری



1- ای امام عزیز! اگر من صد جان داشتم فدای تو می کردم اما افسوس و صد افسوس که یک بار خواهم مرد. ای امام! به تو اطمینان می دهم که مرگی را انتخاب کنم که شایسته و خداپسند باشد. راهی را خواهم رفت که سرور شهیدان حسین (ع) رفت ... اماما! فرمایشت که فرمودی: ملتی که شهادت دارد، اسارت ندارد، سمبل و الگوی خود قرار دادم و پیروز هم خواهم شد. چون شهادت ثمره و قوام بخش رسالت حسن (ع) است.
2- دوستان و آشنایان! برای حفظ انقلاب کوشا باشید و برای طول عمر امام دعا کنید و هیچ‌وقت اسلام را تنها نگذارید. نقشه منافقین داخلی و خارجی را با دست های پرتوان و با اراده حنثی کنید و وحدت کلمه‌تان را حفظ نمایید.
3- ای برادران! ای شیرمردان! ای دنباله رو خون من! تنها پیام و وصیتی که دارم این است که لحظه ای دست از رهبر خود نکشید و به شما ای ملت ایران و ای برادران همرزم و ای دوستانم! قدر و رهبر را بدانید. خدایا! طول عمر این رهبر را به درازای عمر آفتاب طولانی بگردان.
4- ای خواهران عزیزم! مبادا برایم اشک بریزید. مطمئن باشید که به خدای کعبه رستگار شدم.
5- تو ای مادرم! مطمئن باش که من رسالت حسین را خوب انجام داده ام و باعث افتخار تو در جهان خواهم شد. زمان گذر است و عمر هم مانند برف تابستان. به تو اطمینان خواهم داد که در مقابل دخت پیامبر سربلند خواهی شد.


وصیت نامه شهید نظرعلی صفری



به نام خدای بخشنده ی مهربان که به ما هستی بخشید و نعمتهای فراوانی ارزانی داشت، و به نام خدای درهم کوبنده ی ستمگران و منافقان. درود و سلام فراوان به روان پاک پیامبران و امامان، و به ویژه امام دوازدهم، حضرت مهدیِ صاحب الزمان (عج) که امید مستضعفان است، و سلام بیکران به رهبر کبیرمان، حضرت آیت الله العظمی امام خمینی، و درود فراوان به روان پاک شهیدان، از کربلای حسینی تا شهیدان عصرمان، به ویژه شهدای روستای خودمان.

برای پرواز به سوی خدا، پرواز به سوی شهادت و پرواز در قیامِ حسینی، جز جهاد فی سبیل الله راه دیگری وجود نداشته و نخواهد داشت. سوگند به خدا که اگر در دنیای ابدی یا در آخرت بخواهیم پیشِ امامان و پیغمبران ابرویی داشته باشیم و به رضای خدا برسیم، باید در راه خدا جهاد کنیم تا إنشاءالله خداوند شهادت را نصیب عاشقانش بفرماید.

به خدا سوگند که من عاشق شهادت در راه خدا هستم. ما طرفدار قرآن و اسلامیم و پاسداری از خون شهیدان بر گردن ماست؛ مگر خون ما از خون شهیدان رنگین تر است؟ چشم را به هر سو می اندازیم، جز عکس شهیدان چیز دیگری نمی بینیم.

بارالها! من از مردن میترسم و از زنده ماندن هم میترسم. از مردن میترسم، چرا که گناهانم بسیار سنگین است و در پیشگاه امام علی، امام حسین و دیگر امامان و یارانشان ابرویی ندارم. و از زنده ماندن میترسم، چرا که روز به روز بر گناهانم افزوده میشود و هر وقت یکی از رزمندگان ما شهید میشود، مسئولیتمان سنگینتر میگردد. از این رو، نمیخواهم زنده بمانم. پس خدایا! شهادت را نصیب من گردان تا پیشِ امام علی و دیگر یارانش ابرویی داشته باشم، إنشاءالله.

آیا برادران ما که شهید شدهاند، برادر و خواهر نداشتند؟ آیا راه شهیدان جز راه خدا، قرآن و اسلام، راه دیگری است؟ خیر، هرگز چنین نیست. پس ای رزمندگان، ای یاران قرآن، بدانید که خدا با ماست، قرآن با ماست و امام زمان (عج) نیز با ماست؛ پس پیروزی هم از آنِ ماست، چرا که این وعدهی خداست که به بندگان خود داده است.

این دنیا به نظر من برای زندگی نیست؛ این دنیا فقط برای آزمونِ از جانب خداست. دنیای شیرین و پُرلذت، دنیای ابدی است و کسانی به آن راه می یابند که در این دنیا، آزمون خدا را به خوبی پشت سر بگذارند.

برادر و خواهر من! تنها خواهشی که از شما دارم این است که گوش به فرمان امام خمینی باشید، چون سخنان این رهبر، ادامه ی سخن امامان و پیامبران است. و کاری نکنید که دل امام خمینی به درد آید؛ چرا که راهشان، کتابشان، دینشان و خدایشان یکی است. و خدا لعنت کند کسی را که دل رهبر را به درد آوَرَد.

درود بر تو، ای مادر مهربانم که مرا به این سن رساندی و این راه را به من نشان دادی. درود خدا بر تو، ای مادر من! روزی که من قدرت تکان خوردن هم نداشتم و اگر پشه ای بر بدنم مینشست، نمیتوانستم آن را از خود دور کنم، تو شبها خواب را بر چشمهایت حرام میکردی و پهلوی گهواره ام بیدار میماندی تا مرا به این سن رساندی. درود بیکران خدا بر تو باد.

و تو ای پدر ارجمند! درود بیشمار بر تو باد که میرفتی، کار میکردی، زحمت میکشیدی و با تنی خسته و کوفته به خانه بازمیگشتی تا برای ما غذا و لباس تهیه کنی؛ تو به من خوراندی و پوشاندی تا به این سن رسیدم. جز دعای خیر و درود، چیز دیگری از دستم برنمی آید. إنشاءالله که خداوند عوضت دهد.

درود خدا بر شما، ای پدران و مادران! اگر آب دریاها مرکب شوند و همه ی درختان قلم گردند، زحمتهایتان را نمیتوان نوشت.

ای منافقان! بدانید که رزمندگان اسلام تا آخرین قطره ی خونی که در بدن دارند، برای خدا کار میکنند و با شما مقابله مینمایند و ریشه ی شما را از بیخ خواهند کَند. وای بر کسانی که برای مقام طلبی کار میکنید! بدانید که در آخرت نیز جز بدبختی برای شما نیست و شما همرنگ و شریک منافقان خواهید بود.

و سخنی برای همه ی برادران و خواهران: نماز جمعه را هرگز خالی نگذارید. نماز جمعه، وحدتی است که در دل دشمن هراس میافکند. همچنین شبهای جمعه، دعای کمیل را فراموش نکنید، سازماندهیِ بسیج را در محل خود داشته باشید و هر هفته یک جلسه در مسجد برگزار کنید.