یدالله صفری
شهید یدالله صفری
تیر ۱۵, ۱۴۰۵
یدالله صفری
شهید یدالله صفری
تیر ۱۵, ۱۴۰۵

اولین شهید روستای رودبست و روایتی از ایثار، عشق و پیش‌گویی شهادت

تولد در سال ۱۳۳۸ و زندگی در بخش رودبست

شهید رمضانعلی میرزاپور، در سال ۱۳۳۸، در بخش رودبست از حوالی شهرستان بابلسر، در خانواده‌ای ساده و مذهبی، دیده به جهان گشود. پدرش عبدالعلی و مادرش جاریه آبهشت، او را در آغوش محبت پروراندند و از همان کودکی، ارزش‌های دینی و اخلاقی را به او آموختند. رمضانعلی، دوران کودکی را در فضای صمیمی و روستایی سپری کرد و با طبیعت و مردم زادگاهش، انسی عمیق یافت.

 

تحصیلات و ناتوانی در ادامه‌ی راه

به دلیل مشکلات معیشتی و وضعیت اقتصادی خانواده، رمضانعلی نتوانست به تحصیل ادامه دهد و تا کلاس پنجم دبستان، درس خود را به پایان رساند. اما همین سواد اندک نیز برای او کافی بود تا بتواند قرآن را بخواند و با معانی عمیق آن آشنا شود. او هرگز از تحصیل علم و دانش غافل نشد و با مطالعه‌ی کتاب‌های مذهبی و سیاسی، بینش خود را افزایش می‌داد.

 

امانت‌داری و آموزش نماز و قرآن به خانواده

رمضانعلی، فردی امانت‌دار و مورد اعتماد بود. هر کس به او چیزی می‌سپرد، با خیالی آسوده بود که این امانت، نزد او در امان است. شب‌ها، خانواده را دور هم جمع می‌کرد و به آنها نماز و قرآن یاد می‌داد. او می‌خواست که اعضای خانواده‌اش نیز با نور ایمان آشنا شوند و در مسیر حق و حقیقت گام بردارند. این رفتار او، نشان از یک دغدغه‌ی بزرگ و عشق عمیق به هدایت دیگران داشت.

 

شغل تخصصی عکاسی و نقش هنرمندانه‌اش

شهید میرزاپور، به شغل تخصصی عکاسی اشتغال داشت. با دوربین خود، لحظات زندگی مردم را ثبت می‌کرد و از آن‌ها یادگارهایی ماندگار به جا می‌گذاشت. اما هنر او، فقط در عکاسی خلاصه نمی‌شد؛ او با رفتار و اخلاق نیکویش، تصویری زیبا از یک انسان مؤمن و متعهد در دل‌ها نقش می‌بست.

ازدواج و عشق به همسر و فرزند آینده

رمضانعلی در سنین جوانی ازدواج کرد و زندگی مشترک خود را آغاز نمود. او همسری مهربان و فداکار داشت که پشتیبان او در مسیر جهاد بود. اما عشق به جبهه و شهادت، هیچ‌گاه از دلش بیرون نرفت و همواره در فکر حضور در میدان نبرد بود.

خاطره‌ای از بخشش و دستگیری از فقیر

یکی از زیباترین خاطرات از شهید میرزاپور، توسط عقیل میرزاپور نقل شده است. روزی شهید از محل کارش برمی‌گشت که در راه، شخص فقیری را دید که کاپشنی درست و حسابی نداشت و از سرما به خود می‌پیچید. رمضانعلی بدون هیچ تردیدی، کاپشن و شلوار خود را به آن شخص بخشید و علاوه بر آن، مبلغ ۱۰ تومان پول نیز به او داد. این بخشش بی‌چشمداشت، نشان از روحیه‌ی ایثار و دستگیری از نیازمندان داشت که در وجود این شهید بزرگوار، نهادینه شده بود.

 


اعزام به جبهه‌ی غرب و مسئولیت تک‌تیرانداز

بعد از شروع جنگ تحمیلی به سرکردگی استکبار جهانی توسط صدام لعین و حزب بعث عراق علیه میهن اسلامی ایران، شهید رمضانعلی میرزاپور در اواخر اسفندماه سال ۱۳۵۹، به همراه دیگر رزمندگان، به جبهه‌ی غرب کشور اعزام شد. او پس از حدود یک ماه حضور در منطقه‌ی مریوان و بلندی‌های اورامانات، با مسئولیت تک‌تیرانداز، به دفاع از مرز و بوم میهن اسلامی و اطاعت از امر ولایت پرداخت.


شهادت در ۱۵ فروردین ۱۳۶۰؛ اولین شهید روستای رودبست

در تاریخ ۱۵ فروردین ماه سال ۱۳۶۰، در سن ۲۲ سالگی، در حالی که رمضانعلی با شجاعتی وصف‌ناپذیر در حال نبرد با دشمن بود، بر اثر اصابت تیر مستقیم دشمن، به فیض عظمای شهادت نائل آمد. او اولین شهید روستای رودبست بود و این افتخار بزرگ، نصیب او شد تا نامش را در دفتر شهدای جاویدان، به عنوان آغازگر راه شهادت در این روستا ثبت کند.

 

تشییع باشکوه و خاکسپاری در گلزار شهدای رودبست

پس از شهادت، پیکر پاک و مطهرش به شهرستان بابلسر منتقل شد و با حضور پرشور مردم مؤمن و دلداده، تشییع شد. سپس از ابتدای جاده‌ی نوخط اجاکسر تا روستای رودبست، مردم با چشمانی اشکبار و دل‌هایی مالامال از اندوه، او را بدرقه کردند و در گلزار شهدای رودبست، در جوار مرقد امامزاده سیداحمد و گلستان شهدا، به خاک سپرده شد. تشییعی که نشان از عشق و ارادت مردم به این شهید بزرگوار داشت.


اطلاعات پرونده شهید رمضانعلی میرزاپور

کد ایثارگری:  6013285

محل تولد:  ایران ، استان مازندران ، شهرستان بابلسر

شغل:  عکاس

تاریخ شهادت: ۱۳۶۰/۰۱/۱۵

نام پدر: عبدالعلی

تاریخ تولد: ۱۳۳۹/۰۲/۱۷

تحصیلات:   دیپلم

محل شهادت: مریوان - اورامانات

پیش‌گویی شهادت در مراسم ختم شهید سیدکاظم حسینی

یکی از شنیدنی‌ترین خاطرات از شهید رمضانعلی میرزاپور، ماجرای حضور او در مراسم ختم طلبه‌ی شهید سیدکاظم حسینی است. راوی می‌گوید:

«شهید میرزاپور در مراسم ختم طلبه‌ی شهید سیدکاظم حسینی شرکت داشت. بعد از مراسم، به اتفاق حجت‌الاسلام محمودی، امام جماعت وقت مسجد امام سجاد (ع) فریدونکنار، و چند نفر از هم‌محلی‌ها، به مزار شهید می‌روند. بعد از قرائت فاتحه، شهید میرزاپور قبر شهید سیدکاظم را وجب می‌زند و می‌شمارد و می‌گوید: "این قبر، هم‌قد و اندازه‌ی من است!" سپس خطاب به حاج‌آقا محمودی می‌گوید: "من به جبهه می‌روم و شهید می‌شوم. مرا در کنار این سید بزرگوار دفن کنید!" و به ایشان سفارش می‌کند که برایش منبر برود و سخنرانی کند.»

و این‌گونه شد که پیش‌گویی رمضانعلی، به حقیقت پیوست. او در کنار همان سید بزرگوار، در گلزار شهدای رودبست، آرام گرفت و حاج‌آقا محمودی نیز، برای او منبر رفت و سخنرانی کرد، چنان که خودش خواسته بود.

فرازهایی از وصیت‌نامه‌ی پرمعنای شهید

رمضانعلی در وصیت‌نامه‌اش، سخنانی نغز و ماندگار بر جای گذاشته است که نشان از عمق ایمان و عشق او به شهادت دارد:

«سعی می‌کنم کمتر گناه کنم و بیشتر برای رضای خدا کار کنم. پرواز به سوی خدا، هدفی است که فرد مؤمن، در جستجوی آن است. آیا جز شهادت، می‌توان چیزی را یافت که به خدا نزدیک‌تر باشد؟ شیرین‌تر و لذت‌بخش‌تر از شهادت، لحظه‌ای است؟ سوگند به خدا که شهادت، آرزوی من است.»

پیام شهید برای نسل امروز

شهید میرزاپور در وصیت‌نامه‌اش، به ما می‌آموزد که هدف از زندگی، فقط لذت‌های مادی نیست، بلکه پرواز به سوی خداست. او با شهادتش ثابت کرد که شیرین‌ترین لحظه‌ی زندگی، لحظه‌ی لقاءالله و پیوستن به معبود است. امروز نیز که دشمنان از هر سو در کمین هستند، باید از این شهید بزرگوار و همرزمانش الگو بگیریم و در راه حفظ ارزش‌های انقلاب، جانانه بایستیم.