
شهید مسعود آقاجانی
مرداد ۲, ۱۴۰۵
شهید رحمان صفری
مرداد ۲, ۱۴۰۵
شهید مسعود آقاجانی
مرداد ۲, ۱۴۰۵
شهید رحمان صفری
مرداد ۲, ۱۴۰۵شهید نعمتالله عزیزی؛ جلوههای اخلاق و ایمان در خانواده و محله

خوشاخلاقی در خانواده و محبوبیت در میان دوستان
شهید نعمتالله عزیزی، در محیط خانواده، نمونهی کامل یک انسان خوشرفتار و مهربان بود. آنقدر با اخلاق نیکو و رفتار پسندیدهاش، دلهای اعضای خانواده را تسخیر کرده بود که همه از او راضی و خشنود بودند. پدر و مادر، برادران و خواهران، همه به وجودش افتخار میکردند و او را عزیزترین عضو خانواده میدانستند. رفتارش با بزرگترها سرشار از احترام بود و با کوچکترها، مملو از محبت و مهربانی. هیچکس نبود که با او نشست و برخاست کند و از اخلاق خوشش به وجد نیاید.
در میان دوستان نیز، نعمتالله یک دوست صمیمی، باوفا و قابل اعتماد بود. هر که او را میشناخت، به رفاقتش افتخار میکرد و او را تکیهگاهی مطمئن برای خود میدانست. وقتی خبر شهادتش به گوش رسید، دوستانش چنان متأثر و ناراحت شدند که گویی عزیزترین کسِ خود را از دست دادهاند. اشکهایشان جاری شد و دلهایشان از فراق این دوست خوب، تا سالها به درد آمد. همه میگفتند که دیگر کسی مثل نعمتالله را پیدا نخواهند کرد؛ کسی که هم رفیق باشد، هم پناه، هم دلدار و هم محرم اسرار.
پایبندی به مسائل مذهبی در منطقه و اشکهای شبهای دعا
شهید عزیزی در دوران حضورش در منطقهی جنگی، به مسائل مذهبی فوقالعاده پایبند بود. هیچگاه نمازش را ترک نمیکرد و در مراسم دعای کمیل و دعای توسل، از زمرهی اولیها بود. وقتی این دعاهای پرمعنا را میخواندند، چهرهاش دگرگون میشد، اشک از چشمانش جاری میگشت و چنان محو و مبهوت میشد که گویی با تمام وجودش با معبود خود سخن میگوید. از خداوند طلب عفو و بخشش میکرد و در آن لحظات، هیچچیز جز خدا برایش معنا نداشت. همرزمانش نقل میکنند که در آن شبهای پرخطر و غبارآلود جنگ، صدای مناجاتش، آرامشبخش روحهای خسته و پریشان بود.
دوران کودکی و نوجوانی؛ از مدرسه تا داغ مادر
شهید بزرگوار نعمتالله عزیزی، دوران کودکیاش را در دامان مادری مهربان گذراند. به مدرسهی ابتدایی محل رفت و این دوره را با موفقیت سپری کرد. اما تقدیر چنین بود که در سن نوجوانی، دست اجل بر شانهی مادر عزیزش، مرحومه هاجر پورعلیاکبر، تعلق گرفت و او دار فانی را وداع گفت. نعمتالله به داغ مرگ مادر ارجمندش مبتلا گردید و این فقدان، ضربهای سنگین بر روح و روانش وارد کرد.
اما با سرپرستی پدر بزرگوارش و حمایت برادران مهربانش، توانست این دوران سخت را پشت سر بگذارد و به رشد و تعالی برسد. در جوانی، به یکی از جوانان خوشرفتار و خوشمشرب محل تبدیل شد. همیشه لباسهای تمیز و بهروز میپوشید و ظاهری آراسته داشت که نشان از شخصیت منظم و بااحساسش بود.


سربازی در سپاه و آشنایی با جنگ
وقتی به سن خدمت سربازی رسید، به تکلیف خود عمل کرد و به سپاه اعزام شد. دورههای آموزشی را با جدیت و علاقهی کامل گذراند و سپس به لشکر ۲۵ کربلا، گردان مالک اشتر معرفی گردید. در آنجا، دوستان جدیدی از هممحلیها، همشهرستانیها و حتی استانهای دیگر پیدا کرد و حلقهی دوستانش گستردهتر شد.
ابتدای امر، با موازین جنگ آشنا شد و مجدداً آموزشهای ویژهی جنگی را پشت سر گذاشت. پس از تکمیل آموزشها، به مدت یک سال، مأموریت لشکر و گردانشان، در جزیرهی مینودر آبادان، در خط مرزی ایران و عراق و در کنار اروند رود مستقر شدند. در آنجا، مدتی به حراست از مرزهای میهن اسلامی پرداختند و در کنار نخلهای سرسبز و سنگرهای خاکی، چند عکس یادگاری هم گرفتند؛ عکسهایی که امروز، برای خانوادهاش حکم گنجینهای ارزشمند را دارد.
شهادت، نردبان رسیدن به معبود
وقتی نعمتالله به تکامل و اندیشه و معرفت رسید، شهادت را نردبان رسیدن به معبودش دانست و آن را نشان افتخاری برای خود و آیندگان میدانست. باوری عمیق و ریشهدار داشت که مرگ در راه خدا، نه پایان راه، بلکه آغاز یک حیات جاودانه است. به همین دلیل، هیچگاه از شهادت نمیترسید و همواره آرزوی آن را در دل میپروراند.

شهادت در انفجار خمپارههای دشمن
تقدیر چنین بود که در یکی از روزهای پرخطر، با انفجار خمپارههای دشمن بعثی در نزدیکی شهید و اصابت ترکشهای کینآلود، این رزمندهی شجاع اسلام، به فیض عظیم شهادت نائل آید. پیکر پاک و مطهرش، در آغوش خاک گرم میهن آرام گرفت و روح بلندش، به ملکوت اعلا پرواز کرد. او به آرزوی دیرینهاش رسید و در کنار شهیدانِ کربلا و شهدای همرزمش، جایگاه ابدی خود را یافت.
پیشگویی شهادت در آخرین مرخصی
برای اولین بار که از جبهه مرخصی آمد، در جمع خانواده، با لحنی آرام و چهرهای مصمم، جملهای گفت که دلهای همه را به لرزه انداخت: «این آخرین دیدار است و راه بازگشتی برایم نیست.» در آن لحظه، همه با ناباوری به او نگاه کردند، ولی او با چشمانی پر از نور و لبخندی رضایتآمیز، این جمله را تکرار کرد. آری، او فهمیده بود، دیده بود و درک کرده بود که این بار، رفتنش بیبازگشت است. و همینطور هم شد؛ رفت و به معبود خود پیوست.
اطلاعات پرونده شهید نعمت الله عزیزی

شهید نعمتالله عزیزی، با رفتار نیک، اخلاق حسنه، عشق به اهل بیت (ع) و پایبندی به ارزشهای دینی، الگویی بینظیر برای همهی کسانی بود که او را میشناختند. امروز، خانوادهاش با افتخار از او یاد میکنند، دوستانش با اشتیاق خاطراتش را بازگو میکنند و محلهاش، همچنان نام نیکش را بر سر زبانها دارد.










