شهید اسماعیل صفری
مرداد ۲, ۱۴۰۵
شهید محمود قربانی
مرداد ۲, ۱۴۰۵
شهید اسماعیل صفری
مرداد ۲, ۱۴۰۵
شهید محمود قربانی
مرداد ۲, ۱۴۰۵

شهید نظرعلی صفری؛ روایتی از ایمان، شوخ‌طبعی و شهادت در قله‌های کله‌قندی

تولد در خانواده‌ای مذهبی و دوران کودکی

در سال ۱۳۴۲، در خانواده‌ای مذهبی و دین‌داری، نوزادی دیده به جهان گشود که نامش را «نظرعلی» نهادند. پدرش علی‌اکبر و مادرش سیدمعصومه، او را در آغوش محبت پروراندند و از همان کودکی، ارزش‌های دینی و اخلاقی را به او آموختند. نظرعلی در روستای رودبست رشد کرد و از همان ابتدا، نشانه‌های پاکی و نجابت در چهره‌اش نمایان بود.

 

تحصیل در دبستان آیت‌الله غفاری و راهنمایی در کله‌بست

دوران ابتدایی را در مدرسه‌ی آیت‌الله غفاری روستای رودبست با موفقیت پشت سر گذاشت و سپس دوره‌ی راهنمایی را در کله‌بست ادامه داد. این دوران، مصادف بود با اوج‌گیری قیام انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره). نظرعلی با همان سن کم، در تظاهرات شرکت می‌کرد و در حد خودش، به نصب اعلامیه‌ها و پخش اطلاعیه‌ها کمک می‌نمود.

در مدرسه، موقع صبحگاه، به تلاوت قرآن می‌پرداخت و با صوت و لحن زیبایی که داشت، در بین هم‌سن‌وسالان خود سرآمد بود. صدای دلنشینش، فضای مدرسه را نورانی می‌کرد و همه از شنیدن تلاوتش لذت می‌بردند.

 

فعالیت‌های انقلابی و حضور در کتابخانه‌ی محل

نظرعلی برای حفظ امنیت محل، با دیگر انقلابیون نگهبانی می‌داد و در مأموریت‌های پایگاه محل شرکت می‌کرد. او عضو کتابخانه‌ی محل بود و با مطالعه‌ی کتاب‌های مذهبی و سیاسی، بینش خود را افزایش می‌داد. همچنین، همیشه در نماز جمعه و جماعت حضور فعالی داشت و هیچ‌گاه این فریضه‌ی الهی را ترک نمی‌کرد.

طبع شوخ و علاقه به نجاری

نظرعلی طبع شوخی داشت و همیشه در بین دوستان، با لطیفه و داستان‌های طنز، محفل را گرم می‌کرد. او به حرفه‌ی نجاری علاقه‌ی خاصی داشت و به همین دلیل، چند سالی را ترک تحصیل کرد و به این حرفه پرداخت. اما پس از مدتی، تصمیم گرفت مجدداً به تحصیل ادامه دهد و راهی جدید در پیش گیرد.

 

ورود به نیروی هوایی و علاقه به چتربازی

نظرعلی به دلیل علاقه‌ای که به تاکتیک‌های نیروی هوایی داشت، وارد این نیرو شد. او به چتربازی و آموزش‌های متنوع آن علاقه‌ی خاصی نشان می‌داد و همیشه از این مهارت‌ها با شور و اشتیاق صحبت می‌کرد. اما به دلیل بروز جنگ تحمیلی و امر ولی فقیه و نیاز به حضور در جبهه، این مسیر را رها کرد و راهی میدان نبرد شد.

ویژگی‌های اخلاقی و محبوبیت در میان مردم

شهید نظرعلی صفری، یک انسان با محبت و خوش‌رفتار بود. طبع شوخی داشت و همیشه لبخند بر لب داشت. در عبادت بسیار مقید بود و اهمیت خاصی به آن می‌داد. به همه‌ی افراد محل احترام خاصی می‌گذاشت و برای آنها ارزش قائل بود. وقتی خبر شهادتش را آوردند، همه برای او ناراحت شدند از اینکه دشمن، یک فرد عزیز و مهربان را از میانشان گرفته بود. خیلی از دوستان، به واسطه‌ی شهادت او دگرگون شدند و به جبهه روی آوردند. شهادت او، جرقه‌ای شد برای بسیاری که راه او را ادامه دهند.

ناراحتی از دیدن عکس شهدا و دعای همیشگی

دوستان شهید نقل می‌کنند که نظرعلی وقتی عکس‌های شهدا را می‌دید، خیلی ناراحت می‌شد و همیشه با خود می‌گفت: «خدایا! ما را شرمنده‌ی شهدا مکن!»

وقتی از دوره‌ی آموزشی برگشت و برای دیدار با خانواده به محل آمد، بعد از مدتی برای رفتن به جبهه آماده شد. هنگام خداحافظی از دوستان، با چشمانی پر از اشتیاق گفت: «دعا کنید که من شربت شهادت را بنوشم، چون همیشه این دعای من است و آرزوی دیرینه‌ام. از خداوند فقط یک چیز را می‌خواهم و آن اینکه مقام عظمای شهادت را نصیب من فرماید!»

اسلحه‌ی ساختگی و شیرین‌کاری شب‌های انقلاب

یکی از دوستان شهید، خاطره‌ای شیرین از اوایل انقلاب نقل می‌کند که نشان از طبع شوخ و ذوق سرشار او دارد. می‌گوید:

«اوایل انقلاب، ما به همراه عده‌ای از جوانان محل، شب‌ها نگهبانی می‌دادیم. یک شب، شهید نظرعلی یک اسلحه‌ی کلتی با یک تکه چوب درست کرد و با نوار سیاه، کاملاً پوشاند تا شبیه اسلحه‌ی واقعی شود. سپس به ما گفت که اسلحه‌ی کلت برادرم را آورده‌ام! ما هر چه اصرار کردیم که به ما هم نشان بده، نشان نمی‌داد. تا ساعت ۱۲ شب، اصرار ما ادامه داشت تا اینکه بالاخره مجبور شد و به ما نشان داد. ما تازه فهمیدیم که او ما را این همه معطل شیرین‌کاری خودش قرار داده است!»

این خاطره، نشان از روحیه‌ی شوخ و خلاق او دارد که حتی در شب‌های پرخطر انقلاب، با این کارهای شیرین، دل‌های دوستان را شاد می‌کرد.


اعزام به جبهه‌ی غرب و شهادت در قله‌ی کله‌قندی

پس از طی دوره‌های آموزشی و یک مرخصی کوتاه، به جبهه‌ی غرب، به اسلام‌آباد غرب اعزام شد و از آنجا با هلیکوپتر به منطقه‌ی جنگی گیلان‌غرب منتقل گردید. در تاریخ ۲۰ آذر ماه سال ۱۳۶۰، در منطقه‌ی قله‌ی کله‌قندی، این رزمنده‌ی شجاع، به درجه‌ی رفیع شهادت نائل آمد. او در ۱۷ سالگی، با قامتی استوار و دلی سرشار از ایمان، به آرزوی دیرینه‌اش رسید.


تشییع و خاکسپاری در گلزار شهدای رودبست

پیکر پاک و مطهر شهید نظرعلی صفری، پس از شهادت، به روستای زادگاهش منتقل شد. با حضور پرشور مردم مؤمن و دلداده‌ی رودبست، تشییع شد و در گلزار شهدای رودبست، در جوار دیگر شهدای عزیز، به خاک سپرده شد. تشییعی که نشان از عشق و ارادت مردم به این شهیدِ جوان و مهربان داشت و همگی با چشمانی اشکبار، او را بدرقه کردند تا در جوار رحمت الهی آرام گیرد.



اطلاعات پرونده شهید نظرعلی صفری

کد ایثارگری: 5773

محل تولد:  ایران ، استان مازندران ، شهرستان بابلسر روستای رودبست

شغل:  دانش آموز 

تاریخ شهادت: ۱۳۶۰/۰۹/۲۰

نام پدر: علی اکبر

تاریخ تولد: ۱۳۴۳/۰۱/۰۶

تحصیلات:   راهنمایی

محل شهادت: گیلان غرب

شهید نظرعلی صفری، با ۱۷ سال سن، با قامتی استوار و دلی سرشار از ایمان و عشق، رفت تا در جوار رحمت الهی آرام گیرد. او با طبع شوخ و شیرین‌کاری‌هایش، دل‌های دوستان را شاد می‌کرد و با عبادت و مقید بودن به نماز، روح‌های تشنه را سیراب می‌نمود. امروز، مزار نورانی‌اش در گلزار شهدای رودبست، زیارتگاه دلدادگان و رهروان راه شهادت است. روحش شاد، یادش گرامی، راهش پررهرو و نامش، در تاریخ شهدای جاویدان، برای همیشه ماندگار باد.